زندگی چیست......
وقتی واقعیت ها , آدم را فریب بدهند چه کار می شود کرد ؟
و راست راست توی خیابان راه می رود
عشق نشسته است کنار خیابان ,
کلاهی کشیده بر سر و دارد گدایی می کند
و مرگ , در قالب دخترکی زیبا , گلهای رز زرد می فروشد
زندگی , در لباس افسر پلیس , برای ماشین های تمدن سوت می زند
و شادی , در هیئت گنجشکی کوچک , توی سوراخی در زیرشیروانی ,
از ترس گربه خشونت , قایم شده است
و آدم ها , همان قورباغه های سرگردان مرداب تنهایی هستند
که شاد از شکار مگس های عمرشان شب تا صبح غورغور می کنند
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 1:12  توسط آرزو
|
