بعد از این چند صباح به کجا باید رفت....
طی شد ای عمر تو دانی به چه سان؟
پوچ و بس تند چنان باد زمان
همه تقصیر من است این که خود می دانم
که نکردم فکری!
که تامل نخوردم روزی
ساعتی یا آنی
که چه سان می گذرد عمر گران ؟!
کودکی رفت به بازی به فراقت به نشاط
فارغ از نیک و بد و گرگ و حیات
همه گفتند : کنون بچه است بگذارید بخندد شادان
که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست
بایدش نالیدن !
من نپرسیدم هیچ که پس از این چه رو نتوان خندیدن
هیچکس نیز نگفت زندگی چیست؟
چرا می آییم؟
ادامه دارد.....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 23:56  توسط آرزو
|
