تبليغاتX
حرف های صمیمی - خدایا بیش از عشق بر تو عاشقم...

حرف های صمیمی

حرف های صمیمی

خدایا بیش از عشق بر تو عاشقم...

باز هم تنهایی باز هم سکوت و فرصتی برای تفکر

 

خلقت انسان چیز عجیبی است . نمی توان درک کرد که خداوند جان آفرین چه هدفی از خلقت

 

دارد ولی این را می دانم مارا دوست دارد زیرا زمانی که کسی نیست همراهمان باشد او

 

 همراهیمان می کند .

 

وقتی نیاز به تکیه گاه داریم او را در همه جا می بینیم

 

تا بینهایت در قلب نفوذ می کند لذت با عشق بودن را به ما می بخشد .

 

خداوندا...!!!

 

وقتی نیاز به همراه داشتم تو را در کنارم دیدم

 

زمانی که نیاز به یه همدم داشتم تو را دیدم

 

زمانی که نیاز به یه دوست یه عشق واقعی داشتم تو را در کنارم دیدم

 

تو لذت زندگی کردن را به من دادی مرا مورد لطف خود قرار دادی تا تعالی گیرم و رشد کنم .

 

بزرگ شدم کمی خود را یافتم عشقی انسانی به من بخشیدی و من قدر  ندانستمو از تو فاصله

 

گرفتم و تو طعم شکست را به من چشاندی تا لذت عشق واقعی را درک کنم و عشق واقعی

 

را از عشق دروغین درک کنم .

 

زمانی که شکست خوردم و بی یار و بی پناه خود را حس می کردم و زمین خورده بودم تو

 

بودی که دستم را گرفتی و بلندم کردی و مرا تنها نگذاشتی و انسان های با محبتی را در کنارم

 

قرار دادی تا طعم خوش زندگی را احساس کنم .

 

دوستانی به من دادی تا با آنها به اوج رسم و قدر عشق واقعی تو و محبت تو را درک کنم و

 

 حالا بعد از این همه سختی به نزدت برگشتم و می خواهم تکیه گاهم تو باشی .

 

خداوندا تو را به بزرگیت قسمت می دم که از من دور نشو و عزیزانم را در پناه خود

 

حفظ فرما .

        

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 22:14  توسط آرزو  |