تبليغاتX
حرف های صمیمی

حرف های صمیمی

حرف های صمیمی

بنام خالق عشق و زیبایی

چه زیباست محبت دیدن و محبت کردن و جز آن نیاموختن !

به همه چیز از دریچه ی زیبایی نگاه کردن و همه چیز را از دریچه ی زیبا شنیدن !

اما چه غم انگیز است نفرت ٬ چه زشت است کینه ٬ و چه شکننده است کدورت!

چه خوب است کینه ها را دور ریختن و محبت ها را جایگزین کردن !

تلاش بخاطر موفقیت دیگران زمانی که خود در آنکار نا موفق بوده ایم .

و تجربه هایمان را در اختیار آنها گذاردن و آنها را راهنمایی کردن !

براستی چه نیکوست از شکستن به عنوان تجربه یاد کردن و تجربه را بکار گرفتن !

و باز هم چه خوب است دوباره همه چیز را به طریق دیگر ازنو

 شروع کردن پس از ناکامی در دوره ی اول ٬ جبران شکست و طلب پیروزی 

و تلاش برای رسیدن به آن !

آری چه زیباست زندگی را ترازو کردن و غم ها و ناکامی ها را در یک کفه ٬

و شادی ها و پیروزی ها را در کفه ی دیگر قرار دادن و با هر دو کنار آمدن

 و هر دو را پذیرفتن .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 9:46  توسط آرزو  | 

به نام خالق زیبایی ها

دشتها آلوده ست

 

در لبخندزار گل لاله نخواهد روئید

 

در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید؟

 

فکر نان باید کرد

 

وهوائی که در آن نفسی تازه کنیم.

 

گل گندم خوب است .

 

گل خوبی زیباست.

 

ای دریغا که همه مزرعه دلها را

 

علف هرزه کینه پوشانده ست

 

هیچ کس فکر نکرد.

 

که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست.

 

وهمه مردم شهر

 

بانگ برداشته اند

 

که چرا سیمان نیست

 

و کسی فکر نکرد

 

که چرا ایمان نیست.

 

و زمانی شده است

 

که به غیر از انسان

 

هیچ چیز ارزان نیست.

 

       

          

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 21:32  توسط آرزو  |