تبليغاتX
حرف های صمیمی

حرف های صمیمی

حرف های صمیمی

به نام حضرت دوست که هر آنچه بر سر ما میرود از عنایت اوست

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد ،
 
خدا گفت : نه !
 
رها کردن کار توست ، تو باید از آن ها دست بکشی .
 
 
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ،
 
خدا گفت : نه !
 
شکیبایی زاده ی رنج و سختی است ، شکیبایی
 
بخشیدنی نیست ، به دست آوردنی است .
 
از خدا خواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد ،
 
خدا گفت : نه !
 
من به تو نعمت و برکت داده ام ، حال با توست که
 
سعادت را فراچنگ آوری .
 
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد ،
 
خدا گفت : نه !
 
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر و به من نزدیک
 
تر و نزدیک تر می کند .
 
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد ،
 
خدا گفت : نه !
 
بایسته آن است که تو خود سربرآوری و ببالی اما من تو
 
را هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی .
 
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفرید از
 
خدا خواستم ، و باز خدا گفت : نه !
 
من به تو زندگی خواهم داد ، تا تو خود را از هر چیزی
 
لذتی به کف آری .
 
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم ،
 
همان گونه که او مرا دوست دارد ،
 
و خدا گفت : آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم !
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 11:30  توسط آرزو  | 

کاش....

 

کاش مي شد قلب ها آباد بود !

کينه و غمها به دست باد بود !

کاش مي شد دل فراموشي نداشت !

نم نم باران هم آغوشي نداشت !

کاش مي شد کاش هاي زندگي !

گم شوند پشت نقاب بندگي !

کاش مي شد کاش ها مهمان شوند !

در ميان غصه ها پنهان شوند !

کاش مي شد آسمان غم گين نبود !

رد پاي قهر و کين رنگين نبود !

کاش مي شد روي خط زندگي !

با تو باشم تا نهايت سادگي .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 23:41  توسط آرزو  | 

به نام کسی که اگر حکم کند همه محکومیم !!

 

 

حجم سرخ نگاه را چه كسي ميداند


قدر قلب زمان را چه كسي ميداند


آدمي رفت و گذري نكرد به آينده


حاجت دل شكستگان را چه كسي ميداند


من و من هاي من به درك واصل شد

رمز من هاي نهان را چه كسي ميداند

در اين مردابهاي بي نشاني

راه نوراني وبي مُهر وعيان را چه كسي ميداند

منم و گرد و غباري به تنم

خانه عشق و صفا را چه كسي ميداند

خسته و رنجور از بي راهة راه

منزل ساده دلان را چه كسي ميداند

چه كسي ميداند پرسشم ديگر چيست

شيشه عمر خزان را چه كسي ميداند؟؟؟

 

                                                   



 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 14:40  توسط آرزو  |