تبليغاتX
حرف های صمیمی

حرف های صمیمی

حرف های صمیمی

الهی اگر گلم ویا خا رم ازآن بوستان یارم.

پرسيدم از گل سرخ در سينه ات چه داری.

 

 

بر گونه های سرخت داغ غم كه داری...

 

 

 خوش می طراود از تو بوی هوای مستی

 

 

من عاشق تو هستم تو عاشق كه هستی...

 

 

گل با تبسمی گفت ای یار دلشكسته...

 

 

اين شرم سرخ عشق است ،برگونه ام نشسته

 

 

اين راز شور عشق يك رمز جاودانی...

 

 

بی عاشقی حرام است هر لحظه زندگانی

                  

                                                   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 21:39  توسط آرزو  | 

به نام نامی عشق

زندگی همانند مسیر سفر است

نمی توان اتفاقاتی را که در پیش رو داریم پیش بینی کنیم

پس چه خوب است همیشه خود را آماده ی این سفر کنیم

تا اگر اتفاقی در مسیر افتاد باعث شکست ها در زندگی نشوند

 

عشق مانند آب چشمه است

که با یک نگاه ٬ با یک  تبسم و یا یک حرف جوشش می گیرد .

همگان ناخداگاه خود را در این چشمه می شویند .

پس چه نیکوست که عاقلانه عمل کنیم تا چشمه را با مرداب

 اشتباه نگیریم .

زیرا وقتی وارد مرداب شویم دیگر راه گریزی نیست .

و چه نیکوست که خود را در چشمه ی پاک و مقدس عشق پاک بشوییم

و زندگی را آنطور که زیباست درک کنیم و دوست بداریم .

در فصول مختلف زندگی عشقتان را مانند کوه بلندی استوار ,مانند خاک حاصلخیز پرثمر,و

 

 

مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند.

 

 

و زندگی واقعیتی است که باید آن را تجربه کرد تمامی عظمت زندگی گروگان شادی های آن

 

 

است و تمام شادی های آن را در نهایت در خلق دوستیها خواهیم یافت.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 14:57  توسط آرزو  | 

الهی همه سر آسوده خواهند ومن دل آسوده

چه درديست در ميان جمع بودن ولي در گوشه اي تنها نشستن

 

 

 براي ديگران چون كوه بودن ولي در چشم خود آرام شكستن

 

 

براي هر لبي شعري سرودن ولي لبهاي خود همواره بستن

 

 

 به رسم دوستي دستي فشردن ولي با هر سخن قلبي شكستن

 

 

 به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولي در بطن خود غوغا نشستن

 

                           

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 3:24  توسط آرزو  | 

الهی تو پاک آفریده ای ما آلوده کرده ایم .

 

                   دلا ديوانگان عالم هر که را ديدم غمي دارد

                              دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد

ــــــــــــــ  ـ ــــــــــــــ  ـ ــــــــــــــ  ـ ــــــــــــــ

 زندگی گفت: که آخر چه بود حاصل من ؟

عشق فرمود : تا چه بگوید این دل من ؛

 عقل نالید: کجا حل شود این مشکل من ؟

 مرگ خندید: در این خانهء ویرانهء من .

ــــــــــــــ  ـ ــــــــــــــ  ـ ــــــــــــــ  ـ ــــــــــــــ

تو اگر مي دانستي

 که چه زخمي دارد که چه دردي دارد خنجر از دست رفيقان

 خوردن از من خسته نمي پرسيدي آه چرا تنهايم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 2:5  توسط آرزو  | 

 

 

 

 

می گویند که آب نرم است و سنگ سخت  با این همه در نرمی آب چیزی

 

تسلیم ناپذیر است که سخت ترین سنگ را می فر ساید

 

و در سختی سنگ چیزی تسلیم پذیرهست که به نرمی آب تن در می دهد

 

پس سختی را در آب پیدا کن و نرمی را درسنگ.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 18:56  توسط آرزو  |